سرزمین گوجه های سبز
  
 
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
 
جمعه 22 دی ماه سال 1385
آپدیت٬ اختصاصا برای قنات سیاه

اصلا یادم نمی یومد همچین چیزی نوشته باشم. اما خوب همچین چیزی تو کامپیوترمون بود. کلی خندیدم  وقتی خوندمش.

 

« دختر خاله می گوید خواننده چیزهای زشتی می گوید که نمی تواند برای من ترجمه شان کند. می نشینم روی زمین. زانوهایم را مثل یک W از هم باز می کنم. خواننده چیزهای زشتی می گوید. دختر خاله می رقصد. ناخون هایم را می جود. خواننده ادامه می دهد. آمور آمور...این ها را می گوید. به زبان سلیس آلمانی می گوید. من خانوم هیتلر هستم. من چیزهای زشتی می گویم که نمی توانم برای دختر خاله ترجمه شان کنم. دختر خاله حرکات زشتی می کند که نمی توانم برای شما تعریفشان کنم. خواننده یک جا به زبان سلیس انگلیسی می گوید:  give me your gift. Give me your gift  می رقصم. موهایم که از هم بازشان کرده ام، پخش می شوند دور و برم. اتاق را موج سیاهی از موهایم می گیرد. ئختر خاله دیوانه وار سرش را تکان می دهد دورش می چرخم. دخترخاله دستش را گرفته به سرش دیوانه وار می رقصد. صورتم را با دستهایم می گیرم، داد می زنم : آمور آمور. »

 

حالا این یلدا بازی که می گن چی هست اصلا؟ ما شب یلدا رفتیم خونه عمه ام و در حد پکش چیز لمبوندیم. همون شب اتفاق فرخنده ای هم افتاد که لابد خبر داری دخی جان. قاسم بهت میل زده بود.

 

آهنگ مذکور رو می تونین این جا گوش کنین.

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 12004


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها