نمی خوام هیچ کس رو ببینم. می خوام با یک بز کوهی یک خونه مشترک بگیرم. صداهای شنیده شده. پشت بوم. دوچرخه. باد. صدای دمپایی: لخ لخ
چشم ها. باز هم چشمها دارند در می آیند. باز هم دنیا در ماده ای سفید رنگ. حالم حالم حال من. به هیچ. حال من به هیچ عنوان. حال من به هیچ عنوان خوش. حال من به هیچ عنوان خوش نیست. چنین گفت هرمز بن شهداد.